دلتنگتم










عاشق
خوشحالم که خوشحالی ولی.......امیدوارم زندگی خاکی بدون من بهت
خوش بگذره..........بدون تو هیچم پس برای چه زنده بمونم.....من بی
تو هیچم...........بدون تو مردم.........مرده ی متحرکت دیگه تبدیل شد
به یه جسد کرخ...........کرخ بودن و بی روح بودن را چندین بار چشیدم
ولی وقتی رفتی و گفتی دوستم نداری دیگه احساس کرخ بودن هم
نداشتم دیگه هیچی نمیشنیدم و اشکام چشمانم را تار کرد و تو دور تر
و درور تر شدی.....................

کسي رو دوست داشته باشي ؛ نمي توني تو چشماش زول بزني ؛ نمي توني دوري شو تحمل کني ؛ نمي توني بهش بگي چقدر دوستش داري ؛ نمي توني بهش بگي چقدر به اون نياز داري ؛ واسه همينه که عاشقا ديوونه آدم ها به هم گل مي دهند ، چون معناي حقيقي عشق در گل ها نهفته است ؛ كسي كه بكوشد صاحب گلي شود؛ زيبايي پژمردن اش را هم خواهد ديد؛ اما اگر به همين بسنده كند كه گلي را در دشتي بنگرد ، همواره با او خواهد ماند؛ چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشيد ، با بوي زمين خيس و با ابره


برو زیبا برو تنها میان نامه هایت می نوشتی زندگی زیباست و من هم زندگی را در تو می دیدم .برو استاد خوبی ها به من درس وفا دادی خیالی نیست درد بی تو بودن را ...تحمل بهترین راه است و من هم خوب فهمیدم وفا یعنی خداحافظ

شكسپیر میگه: خیانت تنها این نیست كه شب را با دیگری بگذرانی … خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست كه دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری … خیانت میتواند جاری كردن اشك بر دیدگان معصومی باشد به چشمی اعتماد كن كه به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار كه جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر


به پايان فکر نکن انديشيدن به پايان هر چيزي شيريني حضورش را تلخ ميکند,
بگذار پايان تو را غافلگير کند مثل آغاز








کاش دلم قايقي بود که لب يه اسکله خودش رو به تو مي بست








عشق يعني چون خورشيد تابيدن بر شب هاي دوست و چون برف ذوب شدن بر غم هاي دوست








پلکهاي مرطوب مرا باور کن ،
اين باران نيست که ميبارد
صداي خسته من است که از چشمانم بيرون ميريزند









پلکتو ببند
.
.
.
حالا باز کن
باز کردي؟
چقدر طول کشيد؟
همينقدر هم نميتونم دوريتو تحمل کنم

ميدوني فرق تو با کشتي چيه؟
.
.
.
کشتي به گل ميشينه ولي تو به دل ميشيني



نه آنچنان عاشق باش که هيچ چيز را نبيني,
نه آنقدر ببين که هرگز عاشق نشوي


بگير از من تو اين دل يادگاري
که تنها لايق اين دل تو بودي 
هزاران خواستند اين دل بگيرند
ندادم چون عزيز دل تو بودي




گفتمش نقاش را نقاشي بکش از زندگي ، با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد...






مثل شقايق زندگى كن:كوتاه اما زيبا،مثل پرستو كوچ كن:فصلى اما هدفمند،مثل پروانه بمير:دردناك اما...عاشق




گاهي وقتا چشام به قلبم حسودي مي کنه !! ميدوني چرا؟
چون تو هميشه تو قلبمي ولي از چشام دوري...

سلام من این نوشته هارو از وب سایت یکی از دوستان گرفتم که به نظر من فوق العاده بود خیلی قشنگه حتما بخون البته با معذرت خواهی از دوستمون که مطالب وب سایتشو کپی کردم چون قشنگ بود این کارو کردم

الو؟؟... خونه خدا؟؟ خدایا نذار بزرگ شم
الو ... الو... سلام
کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟
مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟
پس چرا کسي جواب نميده؟
يهو يه صداي مهربون! ..مثل اينکه صداي يه فرشتس .بله با کي کار داري کوچولو؟
خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.
بگو من ميشنوم .کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي ؟من با خدا کار دارم ...
هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم .
صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره؟؟؟؟
فرشته ساکت بود .بعد از مکثي نه چندان طولاني:نه خدا خيلي دوستت داره.مگه کسي ميتونه تو رو دوست نداشته باشه؟
بلور اشکي که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روي گونه اش غلطيد وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگي خدا
باهام حرف بزنه گريه ميکنما...
بعد از چند لحظه هياهوي سکوت ؛
بگو زيبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو..ديگر بغض امانش را بريده بود بلند بلند گريه کرد وگفت:خدا جون خداي مهربون،خداي قشنگم ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟اين مخالف تقديره .چرا دوست نداري بزرگ بشي؟آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟
نکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم ؟نکنه يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن.
مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نيستيم؟پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اينطوري نمي شه باهات حرف زد...
خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک:آدم ،محبوب ترين مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه...کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت.
کاش همه مثل تو مرا براي خودم ونه براي خودخواهي شان ميخواستند .دنيا براي تو کوچک است ...
بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي...
کودک کنار گوشي تلفن،درحالي که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت
چشمانت را برای زندگی می خواهم
اسمت را برای دلخوشی می خوانم
دلت را برای عاشقی می خواهم
صدایت برای شادابی می شنوم
دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی می خواهم
عطرت را برای مستی می بویم
خیالت را برای پرواز می خواهم
و خودت را برای پرستش می خواهم

آسمون به ماه می گه :عشق یعنی چی؟
ماه می گه :یعنی آمدن دوباره تو
ماه می پرسه حالا تو بگو عشق یعنی چی؟
آسمون می گه :انتظار دیدن تو




برای عشق تمنا کن ولی خوار نشو
برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو
برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن
برای عشق وصال کن ولی فرار نکن
برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش

کاش ميدانستي که درون قلبم خانه اي داري تو که هميشه آنرا با شفق مي شويم و با آن ميگويم که تويي مونس شبهاي دلم کاش ميدانستي باغ غمگين دلم بي تو تنها شده است و گل غم به دلم وا شده است کاش ميدانستي که درون قلبم با تپشهاي عشق هم صدا هستي تو .کاش ميدانستي که وجود تو و گرماي صدايت به من خسته و آشفته حال زندگي مي بخشد کاش ميدانستي....... کاش مي دانستي........





دیروز تو را خواندم،غزل چشمهایت به دلم نشست
امروز مثنوی خداحافظی نگاهت را ،ورق ورق مرور می کنم ،
احساس می کنم قصیده باز گشت تو هنوز بوی انتظار می دهد...
دلم را در غمت کردم زهر ویرانه ویرانتر
چو دیدم دوست می دارد دلت دلهای ویران را
می گویند غروب جایی است که زمین آسمان را می بوسد...
امشب برای تو غروب می کنم ....
کجایی آسمان من

ترنم دوباره غزل
از رنگهای بیمار چشمانت
صدای پای روزهای بی برگشت
در خلوت مبهم کوچه های تنهایی
تنها رهاورد عشقت بود...

هيچ وقت!
هيچ وقت نقاش خوبي نخواهم شد
امشب دلي كشيدم
شبيه نيمه سيبي
كه به خاطر لرزش دستانم
در زير آواري از رنگ ها
ناپديد ماند!...

اگه سه قطره خون در رگهایم باشد
با اولی می سازم،با دومی می سوزم
و با سومی ثابت می کنم دوستت دارم






عشق با روح شقایق زیباست
عشق با حسرت عاشق زیباست
عشق با نبض دقایق زیباست
عشق با زهر حقایق زیباست
عشق با در حسرت دیدار تو بودن زیباست

آفتاب كه رفت،
من مي مانم و دریا.......
دوست دارم كه در کنار دریا بمانم ٬
و با موجهای گیسوی دریا خلوت كنم




شب بود و شمع بود ومن بودم و غم
شب رفت شمع سوخت و من ماندم وغم
کاش می شد هیچکس تنها نبود
کاش می شد دیدنت رویا نبود
گفته بودی با تو می مانم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود
سالهای سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای ما نبود







راستی یادت نره میدونی که چیرو میگم نه نه بابا نظر دیگه


عاشقی در خون خود غلطیدن است




از بهار پرسیدم عشق یعنی چه ؟
گفت تازه شکوفه شده ام نمی دانم
از تابستان پرسیدم عشق یعنی چه ؟
گفت در گرمای وجودش غرقم نمی دانم
از پاییز پرسیدم عشق یعنی چه ؟
گفت در هزار رنگ آن باختم نمی دانم
از زمستان پرسیدم عشق یعنی چه ؟
گفت سرد است و بی رنگ
چقدر سخته وقتی تو زندان عاشقی گرفتار شدی و ازتپرسیدن جرمت چیه
بگی عاشقی

چقدر سخته کادوی تولدت که همیشه کلی واست عزیزه
بی وفایی باشه
![]()
چقدر سخته کسی که دلت رو اسیر کرده
جواب نگاه های عاشقانت رو نده





چقدر سخته عاشق کسی باشی که از عشق چیزی نمی دونه
در کتاب خواندم سیگار بد است دیگر سیگار نکشیدم
در کتاب خواندم دروغ بد است دیگر دروغ نگفتم
در کتاب خواندم عشق بد است
اما این بار
دیگر کتاب نخواندم






کسی رو که دوستش داری ازش بگذر
اگه قسمت تو باشه بر میگرده
اگر هم برنگشت حتما قسمت تو نبوده
پس بهتر که رفت

عشق نمی پرسه توکی هستی؟
عشق فقط می گه :تو مال منی
عشق نمی پرسه اهل کجایی؟
فقط میگه :تو قلب من زندگی می کنی
عشق نمی پرسه چه کار می کنی؟
فقط می گه :باعث می شه که قلب من به ضربان بیفته
عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟
فقط می گه:همیشه با منی
عشق نمی پرسه دوستم داری؟
فقط می گه :دوستت دارم

چقدر سخته عاشق کسی باشی که از عشق چیزی نمی دونه






سلام به شما دوستان عزیز امروز چند عکس بچه گذاشتم براتون امیدوارم که خوشتون بیاد.
راستی عزیز نظر یادت نره.اگه عکس های دیگه ای هم خواستی تو نظرات یگو تا برات بزارم.ممنون![]()
![]()


چرا تو ای شکسته دل خدا خدا نمی کنی
خدای چاره ساز را چرا صدا نمی کنی
به هر لب دعای تو فرشته بوسه می زند برای درد بی امان چرا دعا نمی کنی
ز پرنیان بسترت شبی جدا نبوده ای
پرند خواب را زخودچرا جدا نمی کنی
به قطره قطره اشک تو خدا نظاره می کند به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمی کنی
سحر زباغ ناله ها گل مراد می دهد
به نیمه شب چرا لبی به ناله وا نمی کنی
دل تو مانده در قفس جدا ز اشیان خود پرنده اسیر را چرا رها نمی کنی
ز اشک نقره فام خود به کیمیای نیمه شب
مس سیاه قلب را چرا طلا نمی کنی
به بند کبر و ناز خود از ان اسیر مانده ای که روی عجز و بندگی به کبریا نمی کنی




مدت هابود که مي خواستم رازي را که در سينه دارم به تو بگويم. اما نتوانستم. دوست داشتم هنگامي که از کنارم مي گذري اين راز را در چشمان عاشقم بخواني.ولي تو با بي اعتنايي مي گذشتي تا اينکه امروز قلم را برداشتم تا از بي مهريت بنويسم. ولي وقتي قلم را از روي کاغذ برداشتم ديدم نوشته ام: "با تمام وجود دوستت دارم









کاش ميدانستي که درون قلبم خانه اي داري تو که هميشه آنرا با شفق مي شويم و با آن ميگويم که تويي مونس شبهاي دلم کاش ميدانستي باغ غمگين دلم بي تو تنها شده است و گل غم به دلم وا شده است کاش ميدانستي که درون قلبم با تبشهاي عشق هم صدا هستي تو .کاش ميدانستي که وجود تو و گرماي صدايت به من خسته و آشفته حال زندگي مي بخشد کاش ميدانستي....... کاش مي دانستي......




گفتم : مجنونم کفتي : باش
گفتم : مجنون توام ليلي گفتي : باش
گفتم : چاره چيست ؟ گفتي : انتظار
گفتم : چه سخت است؟ گفتي : چه زيباست
گفتم : تا به کي؟ گفتي : تا به آن وقت که چون شمع بسوزي از سر تا به پاي
گفتم : افسوس که نداني در اين سوختن بالهاي تو هم خواهد سوخت اي پروانه من


اگر باد بودم مي وزيدم، اگر ابر بودم مي باريدم، اگر مهر بودم مي تابيدم، اگر خدا بودم مي آفريدم تا بداني دوستت دارم ....

گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم که صبر کن و گوش به من دار گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خو بيست ولي تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل
من مسئله اي نيست


در راه زندگی عشق سرعت بخش و عقل جهت دهنده است
عاشقان بدون عقل گمراه می شوند
عاقلان بدون عشق در جا می زنند








فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا

اگه يه روز آدما رو با رنگ بشناسن دوست دارم رنگت آبي باشه … كه مثل آسمون هميشه رو سرم باشي .. مي ميرم برات



زندگي داريم تا زندگي ! مرگ داريم تا مرگ ! زندگي داريم تا مرگ/آدم با سبزي و صفا که دمخور باشد ، سبز مي شود/اگر هنوز نمرده ايد ، چيز زيادي از دست نداده ايد . /مرگ اولين گام براي آخرين راه حل است
![]()
هنوزم در پی اونم
که عمری مرحمم باشد
شریک خنده و شادی
ر ف ی ق ماتمم باشد
![]()
![]()
![]()
![]()
به چشمانت بیاموز که
هر کس ارزش دیدن ندارد
به دستانت بیاموز که
هر گلی ارزش چیدن ندارد
به قلبت بیاموز که
هر کس کنج ان جای ندارد
و بیاموز که
ابی بودن عشق می خواهد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شمع دانی به لب مرگ به پروانه چه گفت؟![]()
گفت که ای عاشق دیوانه فراموش شوی![]()
سوخت پروانه ولی خوب جوابش را دارد![]()
گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

هنوز هم می یای تو خوابم تو شبای پر ستاره![]()
![]()
هنوز هم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره![]()
![]()
دیشب من از زمزمه عشق تو بیدار شدم![]()
تو چه کردی که به عشق تو گرفتار شدم![]()
خیره نخواهم شد به هیچ چشمی![]()
![]()
![]()
![]()
به حرمت![]()
قربت![]()
![]()
نگاهت![]()
![]()
اگر اسمان شبی بی ستاره باشد مرا خیالی نیست![]()
![]()
چون تو تک ستاره قلب منی که هرگز خاموش نخواهی شد![]()
![]()

من از تو زنده و می میرم از تو![]()
اگر از تو به خود سوزی رسیدم![]()
اگر از درد تو خسته ترینم![]()
تو را می بخشم ای مغرور ای مرد![]()
تو را می خواهم ای مرحم ای درد![]()
هرگاه دلت هوایم را كرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین كه همچون دل من در هوایت می تپند![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از اين که روزي زندگي ات به پايان خواهد رسيد هراس به خود راه مده، بلکه بيشتر از اين بترس که هرگز آنرا آغاز نکرده باشي
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدايا اگه دوست داشتن گناه ميخوام گنه کار ترين گنه کاران باشم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اگه زیستن را دوست داشتم هرگز به هنگام به دنیا امدن نمی گریستم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آنکس که مي گفت دوستم دارد، عاشقي نبود که به شوق من آمده باشدرهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن![]()
![]()
امشب به قصه دل من گوش می کنی،فردا مرا چو قصه فراموش می کنی![]()
![]()
زيستن دو قلب لازم است:![]()
قلبي که دوست بدارد و قلبي که دوستش بدارند![]()
قلبي که هديه کند و قلبي که بپذيرد![]()
قلبي که بگويد و قلبي که جواب بگويد![]()
قلبي براي من و قلبي براي انساني که من ميخواهم![]()
![]()
![]()
اگه کسي رو دوست داشته باشي:![]()
نمي توني تو چشماش زول بزني![]()
نمي توني دوري شو تحمل کني![]()
نمي توني بهش بگي چقدر دوستش داري![]()
نمي توني بهش بگي چقدر به اون نياز داري![]()
واسه همينه که عاشقا ديوونه ميشن![]()
![]()
![]()
روز اول گل سرخي برام آوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم آوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم آوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود

مي خواستم زندگي کنم ، راهم را بستند ستايش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گريستم ، گفتند بهانه است خنديدم ، گفتند ديوانه است دنيا را نگه داريد ، مي خواهم پياده شوم
شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او... شد با غم و غصه رو به رو عاشق او... . . . پایان حکایت شنیدن دارد! . . . . . من عاشق او بودم و او عاشق او
شبی پرسیدم او رابا بی قراری بغیر از من کسی را دوست داری سرش را از خجالت برهم انداخت میان گریهایش گفت/ اری
ديشب
ديشب فرشتهاي به خوابم اومد گفت: گل يا پوچ؟ گفتم: گل. دستشو باز كرد و تو رو بهم داد
زندگي تنها نقاشي است كه هيچ پاك كني نمي تواند ان را پاك كند
مي دوني چقدر دوستت دارم؟ به اندازه تارهاي موي سرت ضرب در تعداد نفس هات ضرب در تموم ستاره هاي آسمون
ضرب در صفر ..